بالاتر از سیاهی (بهترین داستان های کوتاه معاصر آفریقا)
No tags available.
🚚 ارسال به سراسر ایران 📞 پشتیبانی تلفنی ✅ ضمانت اصالت کالا
- سال چاپ: ۱۴۰۴
- نوع جلد: شمیز
- تعداد صفحات: 221
- انتشارات: نگاه
- مترجم: وحید اکبری
- قطع: رقعی
۲۹۵,۰۰۰ تومان
درباره
مایرا گفت: «مادر من برگشتم.»
مادر همانطور که قاشق را در هوا سوی صورت دختر میچرخاند با پرخاش گفت: «تو برای ما ننگ به بار آوردی. ما آبرو داشتیم، اما تو ننگ به بار آوردی.» صورتش وا رفت و اشکش درآمد: «تو برای ما ننگ به بار آوردی. نمیتونستی با یه پسر همنژاد و همنوعت باشی یا باید با اون سفیدهای ولگرد عاطل و باطل میرفتی! تو برای ما ننگ به بار آوردی. چقدر بدبختی و بردگی کشیدم تا بزرگ شی. هیچکسی تو خونوادۀ ما زندان نرفته. اما تو رفتی دختر. این واسه سکتهدادن یه زن کافیه. همینه دیگه.»
مایرا به مادرش خیره شد. با دیدن منظرۀ جسم فرتوت و صورت تکیده و اشکها حس ترحم دختر برانگیخته شد. اما چیز دیگری با قدرت آن حس را کنار زد و مایرا با لحنی کنترلشده گفت: «ماما، رسوایی در کار نبود. دوست داشتن یه مرد از هر نژاد و رنگی و اصالتی بیآبرویی نیست. آدم خوبی بود. اصلا سفید عاطل و باطل نبود. اگه میتونست حتماً باهام ازدواج میکرد. همیشه این رو میگفت.»
_ مشکل همنژادات چیه؟ مشکل یه پسر خوب رنگینپوست چیه؟
صدایش از شدت بغض و هقهق میلرزید. دختر موج تنفر را حس میکرد.
صدایش بیشتر آزرده بود تا خشمگین: «پسرای رنگینپوست مشکلی ندارن. کسی نگفته پسرای رنگینپوست مشکل دارن. زد و من عاشق یه پسر سفیدپوست شدم. همهش همینه!»
پیرزن ناله کرد: «این کار دستکمی از هرزه بودن نداره. اصلا بهتر نیست!»
دختر بهتلخی جواب داد. «باشه. من از یه هرزه هم بدترم. باشه. من رو به حال خودم بذار. من یه هرزهم و بیآبروتون کردم. خب حالا…»
خدمات پرداخت و ارسال
روش های پرداخت
شما مشتریان عزیز فروشگاه نجواگر می توانید سفارشات خود را در صفحه ی تسویه حساب از طریق "درگاه پرداخت مستقیم بانکی" به صورت امن اقدام به پرداخت نمایید.
روش های ارسال
روش های ارسال مرسوله در فروشگاه نجواگر : "پست" . هزینه ارسال محصولات برای کلیه سفارشات به عهده مشتری می باشد و روی فاکتور براساس وزن سفارش محاسبه میشود.






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.